تبليغاتX
پایان عشق من ...

پایان عشق من ...

.....: خیلی زود شکستم :.....

كاش در دهكده عشق فراواني بود

 

كاش در دهكده عشق فراواني بود

توي بازار صداقت كمي ارزاني يود

كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم

مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب

روي شفاف تزين خاطره مهماني بود

كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد

قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود

كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم

رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود

مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست

كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود

چه قدر شعر نوشتيم براي باران

غافل از آن دل ديوانه كه باراني بود

كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها

دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود

كاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد

و به يادش همه شب ماه چراغاني بود

كاش اسم همه دختركان اينجا

نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود

كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر

غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود

كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها

غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود

دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم

راز اين شعر همين مصرع پاياني بود

+ نوشته شده در  ساعت 19:17  توسط N & SH  | 

پاییز

پاییز را دوست دارم

چون فصل غم است

غم را دوست دارم

چون در دل من است

دلم را دوست دارم

چون قلبم انجاست

قلبم را دوست دارم

چون جایگاه توست

تو را دوست دارم

بی ان که بگویم چرا؟

+ نوشته شده در  ساعت 19:16  توسط N & SH  | 

باید فراموشت کنم

باید فراموشت کنم

چندیست تمرین می کنم

من می توانم ! می شود !

آرام تلقین می کنم

حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....

تا بعد، بهتر می شود ....

فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای

و بر نمی گردی همین !

خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم

کم کم ز یادم می روی

این روزگار و رسم اوست !

این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم.

+ نوشته شده در  ساعت 18:59  توسط N & SH  | 

دوستت دارم

دوستت دارم چون تنها ستاره ی زندگی منی

دوستت دارم
چون تنهاترین مصراع شعر منی

دوستت دارم
چون تنهاترین فکر تنهایی منی

دوستت دارم
چون زیباترین لحظات زندگی منی

دوستت دارم
چون زیباترین رویای خواب منی

دوستت دارم
چون زیباترین خاطرات منی

دوستت دارم
چون به یک نگاه عشق منی

+ نوشته شده در  ساعت 18:56  توسط N & SH  | 

اگه...

+ نوشته شده در  ساعت 18:56  توسط N & SH  | 

:: بی تـــو ...

بی تـــو این چشمه سار شب آرام، چشم گرینده ی اهوان است.

بی تـــو این دشت سرشار، دوزخ جاودان است.

بی تـــو مهتاب تنها ی دشتم

بی تـــو خورشید سرد غروبم

بی تـــو بی نام و بی سرگذشتم

بی تـــو خاکسترم ؛ بی تـــو ای دوست

بی تـــو این خانه تاریک و تنهاست

بی تـــو خفته بر لب سخنهاست!

بی تـــو خاکسترم... بي تو...!


+ نوشته شده در  ساعت 21:52  توسط N & SH  | 

:: براي عشق تمنا كن ...

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

 براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

 براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

 براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

 براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

 براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

 براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

 براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

 براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

 براي عشق خودت باش ولي خوب باش.

 و براي عشق خودت آرزوي خوشبختي نما؛

 شايد گاهي متعلق به ديگري باشد...


+ نوشته شده در  ساعت 21:48  توسط N & SH  | 

:: آهاي مردم! يه پسرک، اين حوالي، تنها شده!

آهاي مردم! يه پسرک، اين حوالي، تنها شده!

نگاه کنيد به خنده هاش/نگاه کنيد به گريه هاش/

قلبا همه سنگ شده/دل پسرک تنگ شده!/

هوا مي گن باروني يه/مي گن شبه/تاريکيه يه/ کي به کيه؟!/

مي گن تقصير ابرا شد/ هوا کم کم با روني شد/

دروغ مي گن!/خدا خودش خوب مي دونه.../

ابري شدن بهانه ي دلاي سنگي يه اوناست/بارون تقصير اوناست/

آها ي مردم! يه پسرک اين حوالي، تنها شده!

دل کوچيکش، کوچيکتر شده!/برام نگو که تنهايي/ آتيش به قلبم بذاري/

برام نگو از خوبي هات/بدي تو هم مثل صدات/دروغ ميگن اون واژه هات/

آهاي مردم! يه پسرک اين حوالي، تنها شده....



+ نوشته شده در  ساعت 21:45  توسط N & SH  | 

:: ما هم عاشق بودیم ....

ما عاشق هم بودیم...حسی که یه عادت نیست
از من که گذشت اما...این رسم رفاقت نیست
این که منو از قلبت...بی‌واهمه می‌گیری
این که منو می‌بازی...دنبال کسی می‌ری
وقتی همه دنیات...تنهایی و غربت بود
وقتی همه جا با تو...احساس یه وحشت بود
کی با همه قلبش...بغض شبتو وا کرد
کی حال تو رو فهمید...کی با تو مدارا کرد
باشه برو حرفی نیست...من از همه دلگیرم
حالا که دلت رفته...دستاتو نمی‌گیرم
ما هر دو برای هم...هر ثانیه کم بودیم
کی جز تو نمی‌دونه...ما عاشق هم بودیم
ما عاشق هم بودیم...حسی که یه عادت نیست
از من که گذشت اما...این رسم رفاقت نیست
این که منو از قلبت...بی‌واهمه می‌گیری
این که منو می‌بازی...دنبال کسی می‌ری
وقتی همه دنیات...تنهایی و غربت بود
وقتی همه جا با تو...احساس یه وحشت بود
کی با همه قلبش...بغض شبتو وا کرد
کی حال تو رو فهمید...کی با تو مدارا کرد
باشه برو حرفی نیست...من از همه دلگیرم
حالا که دلت رفته...دستاتو نمی‌گیرم
ما هر دو برای هم...هر ثانیه کم بودیم
کی جز تو نمی‌دونه...ما عاشق هم بودیم

+ نوشته شده در  ساعت 21:42  توسط N & SH  | 

دیدی آخر ...

 

دیدی آخر ای همه دنیای دل

 

                                                               ای همه سرمایه ی سودای دل

 

در وجودم آتشی افروختی

 

                                                              با محبت تار و پودم دوختی

 

همدمی در خلوت شبهای من

 

                                                            شادی روح و دل تنهای من

 

در تو معنای صفا را یافتم

 

                                                          گشتم عمری تا وفا را یافتم

 

ای نگاهت گرمتر از باده ها

 

                                                         ای دلت پاکیزه چون سجاده ها

 

ذره ام خورشید بی همتا تویی

 

                                                       قطره ای اشکم شبنم دریا تویی

 

تا به دل درد آشنایی می کنی

 

                                                      بر وجود من خدایی می کنی...

+ نوشته شده در  ساعت 13:6  توسط N & SH  |